بعداز کلی نبودن دوباره اومدم بنویسم.... - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:53
چندماه گذشت و امشب اومدم که بنویسم....خیلی اتفاقها افتاده هم خوب هم بد....نمیدونم از کجا بنویسم...امشب دلم گرفته بود از صبح خیلی قلبم شکسته بود دلم به کاری نمیرفت یکساعت پیش به خودم گفتم پاشم یه کاری
زنهای پر حرف.... - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:53
امروز رفتم دندون عقلم رو بکشم از قبل نوبت گرفته بودم چند روزه بخاطر ندیدن حمید عصبی ام و افسرده...همش تو خودمم و دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم واسه همین از جمع گریزانم.....تو مطب نشستم و منتظر نوبتم بود
نبود امکانات دلیل بی وفایی - تاریخ: 1397/10/27 ساعت: 19:07
چندروز بود اینترنت نداشتم تو کارتم پول نداشتم بسته بخرم تا اینکه امروز حمید ازم خواست براش بسته مکالمه بخرم دیگه مجبور شدم از کارتش هم واسه خودم بسته اینترنت بخرم هم واسه اون بسته مکالمه بخرم.... حرفهایی واسه گفتن دارم اما فعلا حال ندارم تعریف کنم سرفرصت میام حرف میزنم....
کنترل نامحسوس در خواب توسط حمید... - تاریخ: 1397/10/27 ساعت: 19:07
حمید رفته دوش بگیره یه چیزی گفت هنگ کردم گاهی فکر میکنم حمید حتی ذهن منو هم میخونه!!! دقیقا همون شبی که من خواب دیدم با آقای معصومی فرار کردم و با موتورش با هم رفتیم به روستاشون ،حمید خواب دیده که طب
بازم سر شکمم بی کلاه موند! - تاریخ: 1397/10/27 ساعت: 19:07
الهی خیر نبینه این تلوزیون که همش مارو وسوسه میکنه...چند روزه تو تبلیغات تلوزیون یک کیک رو همش تبلیغ میکنند که منم بدجور دلم میخواد...امروز که داشتم میومدم سرکار دیگه گفتم دختر خوبی بودم برم واسه خودم
خدایا کمکم کن.... - تاریخ: 1397/10/27 ساعت: 19:07
رفتارهای نفیسه خیلی عذابم میده از طرف دیگه وقتی میام کارخونه وحید مدام با رفتارش منو زجر میده حمید هم فقط میگه تحمل کن...احساس میکنم دیگه صبر و تحمل ام داره تموم میشه حمید فهمیده که به سرم زده بذارم و
زن دوم شدن معصیت داره یا نه؟ - تاریخ: 1397/10/27 ساعت: 19:07
امشب میخوام درباره چیزی بنویسم که خیلی ها درباره اش نظر غلط دارند و اونم این مساله است که کسی که زن دوم یک مرد میشه گناهکاره.....البته خود منم تا چندوقت پیش اینجوری فکر میکردم تا اینکه به روایات مراجعه کردم.....البته اینها دلیل توجیح کار خودم نیستند چون تو پست هایی که پاک کردم توضیح دادم که ازدواج م...
عشق سالهای دور.... - تاریخ: 1397/10/27 ساعت: 19:07
دوران دانشجویی یکی از همکلاسی هام بهم علاقمند شده بود البته هم رشته خودم نبود اما در بعضی از دروس عمومی با من سر یک کلاس بود یه پسر پر ادعا و سوسول بود برعکس من که چادری و سربه زیر بودم...بچه جنوب بود
چرت و پرت..... - تاریخ: 1397/10/27 ساعت: 19:07
بهم میگه اگه من بمیرم نفیسه تورو دیگه نمیذاره سر قبر من بیای...میگم بله دیگه اینا از شاهکارهای جنابعالیه که دوتا زن رو بدبخت کردی....میخنده...میگم حمید؟میگه جانم....میگم اگه من بمیرم تو واقعا واسه من
وعده خدا.... - تاریخ: 1397/10/27 ساعت: 19:07
سالهاست مدام تو ذهنم یه چیزی رو تکرار میکنم و هنوز نتونستم به معنای این جمله پی ببرم...خدا یه جایی در سوره بقره گفته: "و ما برای هرکس از جنس خودش جفتی را آفریدیم تا در کنار آن آرام بگیرد" با خودم میگم
ماهی خرجون! - تاریخ: 1397/10/27 ساعت: 19:07
یک ماهی ظهر خریدم که واسه شام آماده اش کنم هنوز نمرده چکار کنم!؟!!! چهار ساعته گذاشتمش تو سینک ظرفشویی هنوز تا دست میزنم تکون میخوره!! عقل اش نمیکشه که باید بمیره چکار کنم؟!